تبليغاتX
باغباني 90 - دانشگاه اورمیه
باغباني 90 - دانشگاه اورمیه
ورودی های 90 مهندسی کشاورزی - علوم باغبانی دانشگاه اورمیه  
قالب وبلاگ

تفاوت در مكالمات تلفني

تفاوت در زمين خوردن


***ادامه مطلب***
[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ موضوع: طنز] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
 متنفرم

از سخنانی که به دوست داشتن ختم بشه متنفرم
از اشک هایی که به خاطر دوست داشتن ریخته بشه متنفرم

از روز آشنایی با تو متنفرم
از روزی که  به تو علاقمند شدم متنفرم
از این عشق افراطی متنفرم
از افکاری که به تو ختم می شود متنفرم
از سکوت پرمعنایت متنفرم
از واژه های محبت آمیزی که به تو ختم می شود ولی نمی شنوی متنفرم
از احساسی که به تو دارم متنفرم
از اینکه نمی توانم از تو متنفر شوم متنفرم
به خاطر روزهایی که به یاد تو گذراندم متاسفم
به خاطر بیداری شبهایم آن هم در فراق تو متاسفم
به خاطر چیزهایی که نوشتم و می نویسم متاسفم
به خاطر همه چیزهایی که در دل داشتم و بیرون نریختم متاسفم .

به خاطر سکوتم متاسفم.

به خاطر عشق یکطرفه ام به تو و به خاطر تنفرم هم متاسفم
به خاطر همه چیز متاسفم

دوستت داشتم .... دارم .... و خواهم داشت ....هیچکس در دلم جای تو را نخواهد گرفت .

             

[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ موضوع: ღ•*´`*•عشقولانه*´`*•ღ] [نويسنده: میلاد ] [ *** *** ]

خدایا شاید من بد باشم ولی:

وقتی موسی اومد مناجات کرد گفت بارون نمیاد، ندا رسید موسی یه نفر بین شما خیلی سیاه و آلوده است. بگو پاشه بره من رحمتم و نازل کنم... موسی اومد گفت: خدای من میگه :به خاطر یه نفر رحمت من نازل نمی شه، پاشه بره... تا این حرف و گفت گنه کاره سرش و آورد پایین، دلش لرزید، گفت خدا... یه عمر آبرو داری کردی حالا می خوای من و رسوا کنی؟! 

 گفت :خدایا همین یه دفعه ارو هم آبرو داری کن! تا این حرف و زد بارون شروع کرد به باریدن... مردم تعجب کردن! گفتن موسی کسی بلند نشد بره! 

  ندا رسید: موسی ما با بنده مون آشتی کردیم!

  موسي سوال کرد : خدایا میشه به من بگی این بنده کی بود؟! ندا رسید موسی وقتی گنه کار بود آبروش و نبردم، حالا که با ما رفیق شده آبروش و ببرم؟!



خدايا پس تو اینقدر مهربونی که با یه لحظه پشیمونی یه بنده گنه کارت باهاش رفیق میشی! من الان پشیمون از همه گذشته ام.... آشتی؟!

[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ موضوع: ] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
چگونه یک دانشجوی موفق شوید

مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچکدام همه واحد های خود را پاس نکنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد...

[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ موضوع: طنز] [نويسنده: میلاد ] [ *** *** ]

حتی یه ذره شک نکن

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن


بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟


سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت


تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس


عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم


رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن


هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

     

[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ موضوع: ღ•*´`*•عشقولانه*´`*•ღ] [نويسنده: میلاد ] [ *** *** ]
یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم
یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم


 

بقيه در ادامه مطلب...


***ادامه مطلب***
[ شنبه 1391/02/23 ] [ موضوع: ღ•*´`*•عشقولانه*´`*•ღ] [نويسنده: میلاد ] [ *** *** ]

واژه هارا به بازی گرفتن که چه؟

مادرم، بی بهانه دوستت دارم

 ***  آنالار گونو قوتلو اولسون ***

روز مادرو اولا به مادر مهربون خودم. بعد به همه ی مادرای مهربون تبریک میگم.

 ایشالله که همیشه سایشون بالا سرمون باشه.

 

مث اینکه میگن روز مادر، روز زن هم هست. ولی چون ما فعلا این بلای آسمانی رو نداریم، تبریک نگفتیم.

(خدا هیچ خونه ای رو بی بلا نکنه)

[ جمعه 1391/02/22 ] [ موضوع: ] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]

تفاوت قلب آقايون و خانوما!!!!

 


***ادامه مطلب***
[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ موضوع: طنز] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
 بر لب نسشته سیگار چشمم به سمت دیوار
می بینم هر شب این عکس با چهره ای طلبکار
امشب نشسته انگار می پروراند افکار
با آن دو چشم خون بار می گیرد از من آمار
می گیرد از من اینبار آمار دیدن یار
در چشم این طلب کار میبینم امشب  انگار
برقی خمار و تبدار طرز نگاه فرّار
انگار امشب اینبار در مانده است از یار
میدیده بودم اورا صد بار پیش از این بار
اما نبوده هرگز اینگونه مسخ افکار
از درد همچو انبار، آری مثال انبار
انبار تیر و رگبار رنگش مثال بیمار
چشمان او شده پیر فرتوت گشته و تار
 انگار تازه گشته رها ز دست آوار
می گفت با خود این حرف در زیر لب!!!! چه؟ انگار
می خواند با خودش ذکر همچون لبان دین دار
((این یار هم نماند در بند عشق دلدار
یکدم نماند دلبر با این ادا و ادفار
این دل نبوده هرگز،عاشق،مریض،کژدار 
بشکست شیشه ی من دل در کفش گرفتار))
مهراد درد دوری افزون شود به زنگار
حتا اگر نشینی هر شب جلوی دیوار
سمت نگاه خود را ثابت نگاه داری
در آینه ببینی خود را خمار و تبدار

................................................

شعر از مهراد

[ شنبه 1391/02/16 ] [ موضوع: ] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]
 چرا فراری قرمز؟

شاید بهتر باشد بدانید که شرکتهای خودرو سازی مطرح مثل فراری

در طراحی رنگ خودروها از روانشناسی رنگها استفاده می کنند ،

در روانشناسی رنگها رنگ  قرمز را به عنوان مظهر سرعت، سرکشی،

و خود پرستی می دانند،این رنگ به شما می گوید که از هرکس که

 سر راهتان است با سرعت بیشتری بگذرید. فراری هم دقیقا چنین

قصد و منظوری دارد!

منبع: دانستنیها شماره ۴۸.

[ جمعه 1391/02/15 ] [ موضوع: علمی] [نويسنده: رستم زاد ] [ *** *** ]

واما امتحان رياضي...

بيست و پنجم جمادي الاول 1433 مصادف با 29 فروردين 1391 يه حادثه جالب توو كلاس رياضي افتاد. استاد كه از ماه ها قبل ماها رو واسه امتحان آماده كرده بود ...


***ادامه مطلب***
[ چهارشنبه 1391/02/13 ] [ موضوع: ] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
  به آغوش تنهایی سفر کرده ام

صدایی غریب یا قریب در گوشم می پیچد .........

دوست داشتم روزی فرا می رسید که انتقامم را از زمین می گرفتم

زیرا زندگی را با گریه اغاز کرده ام با گریه ادامه میدهم و با گریه تمام خواهم کرد

پیش از اینها دور از این که نواری سبز رنگ پشت لبهایم ظاهر شود چیزی از عشق نمی فهمیدم

ای کاش هیچ وقت این موهای حزن انگیز بیرون نمی آمد

در خاطر دارم که دیشب جوانی شوخ طبع با حسرت و آه از عشق سخن میگفت

یاد دارم که میگفت روزی از سرت میپرد

اما بعد از 10 سال هنوز انگار آن جوان همین دیروز با من حرف میزد

در این سالها فقط به این رسیدم که در دنیا هیچ چیزی ارزش ندارد .......

.

.

.به جز عشق.

 

نویسنده متن:مهراد

[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ موضوع: ] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]
دانشمندان کیف پولی ساخته اند که در زمان خالی بودن جمع شده ودر زمان وجود

پول متورم می شود. نمونه اولیه این کیف در زمانی که فرد باید اقتصادی تر پولهای

خود را خرج کند، توسط یک لولا از پولها محافظت کرده  و از باز شدن خودداری  

می کند، این کیف از طریق بلوتوث  به تلفن همراه فرد متصل بوده و ارتباط با ان از

 طریق یک قطعه کوچک در کیف میسر میشود که به کنترل لولا می پردازد. 

منبع: دانشمند ۵۸۰

[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ موضوع: علمی] [نويسنده: رستم زاد ] [ *** *** ]

یه شعر جدید برای دوستانم دارم امیدوارم که خوشتون بیاد.

 سیگار هم کم آورد  !!!!!!!!

از حسرت دو دستت در آتشم پیاپی                          دستان من کم آورد سیگار کم نیاورد

در چشم تو نگاهم آوردم و بریدم                             چشمان من کم آورد سیگار کم نیاورد

امروز درد عشقت باز آمدست در دل                        این عشق هم کم آورد سیگار کم نیاورد

تکیه زدم به دیوار از نازی لبانت                              دیوار هم کم آورد سیگار کم نیاورد

در فال قهوه ی من فنجان ز تو تهی  بود                      فنجان من کم آورد سیگار کم نیاورد

در مهر تو شده غرق هر روز این دل من                    مهرم به تو کم آورد سیگار کم نیاورد

دایم ز رفتن تو جام از کفم  نیوفتاد                              این جام هم کم آورد سیگار کم نیاورد

در یاد تو نبودم ز امروز تا نهایت                               یادم به تو کم آورد سیگار کم نیاورد

هر روز خوانم این قول: می آورم به چنگت                  این قول هم کم آورد سیگار کم نیاورد

دیگر به باغ و بستان تنها نمیتوان رفت                         تنها ز تو کم آورد سیگار کم نیاورد

پکهای بی توقف از دوریت دمادم                              پکهای من کم آورد سیگار کم نیاورد

تا بوسه ای زنی تو بر این لبان فرتوت                         لبهای من کم آورد سیگار کم نیاورد

در پشت هر خموشی فریادها نشسته                            فریادها کم آورد سیگار کم نیاورد

تا دور هستی از من پایم به راه سست است                   این پای هم کم آورد سیگار کم نیاورد

هرشب به یاد تو من یک شعر مینویسم                         آه این قلم کم آورد سیگار کم نیاورد

در دشت غم نشسته آزرده پای و خسته                        این دشت غم کم آورد سیگار کم نیاورد

آتش زدم به سیگار از دست دامن یار                            آتش ز تو کم آورد سیگار کم نیاورد

دیدم به خواب یک شب معشوقه ام کنارم                      این خواب هم کم آورد سیگار کم نیاورد

از خوابِ دیدن یار ناگه پرید مهراد                                 مهراد هم کم آورد سیگار کم نیاورد

آتش نشست امشب سوزاند هرچه سیگار                        سیگار هم کم آورد این یار کم نیاورد

 

 شاعر "مهراد" .... ۲.۲.۹۱

 ساعت ۲۳:۴۵

[ دوشنبه 1391/02/04 ] [ موضوع: ] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]

چرا علامت اپل سیب گاز خورده است؟؟؟  

حقیقتا چرا لوگوی شرکتی که محصولاتش این قدر پیچیده وپر طرفدار است به این سادگی طراحی شده است؟ 

برای پاسخ به این سؤال ۳ احتمال وجود دارد .

۱. اینکه بعضی میگویند بنیان گذار اپل، استیو جابز به سیب علاقه مند بوده  و دلش می خواست مزه مطبوع ان را به شما نیز بچشاند ،

 ۲. مربوط به الن تورینگ پدر علم رایانه است چون او با مسمومیت سیانور فو ت کرده و در کنار جنازه اش یک سیب 

گاز زده یافتند

۳. مربوط به داستان ادم و حوا در متون مسیحی که با گاز زدن میوه ممنوعه به دنیا وارد شدند. پس شما هم یک گاز به این سیب بزنید!

[ جمعه 1391/02/01 ] [ موضوع: علمی] [نويسنده: رستم زاد ] [ *** *** ]
چاپلین مهمتر بود یا اینیشتین ؟

 اینشتین و چارلی در نیو یورک ودر سال ۱۹۳۱ هنگام افتتاح فیلم روشنایی های شهر اثر چاپلین با یکدیگر ملاقات کردندو انیشتین به  چاپلین گفت کار شما خیلی مهم است زیرا مردم جهان از هر کشور و قومی که باشند حرکات شما را می فهمند و تحسینتان می کنند  چارلی در جواب گفت ولی به نظر من کار شما خیلی مهم تر است زیرا مردم جهان از هر کشور وقومی بدون انکه حرفهای شما را بفهمند تحسینتان می کنند...

[ چهارشنبه 1391/01/30 ] [ موضوع: علمی] [نويسنده: رستم زاد ] [ *** *** ]
من زندگی را دوست دارم.......

                                          ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آینه می ترسم

                            من می ترسم پس هستم.......

این چنین می گذرد روزگار من

                     من روزگار را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم

                                                                   تقدیمی به سجاد

 

نوشته شده توسط احسان سهرابی

[ چهارشنبه 1391/01/30 ] [ موضوع: عمومی] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]

عشق , درد , رنج
این سه در من

این سه از تو

از عشقی که تو برایم سوغات آوردی دردها را پاس کرده ام !

 فقط رنجش مانده که هر بار تجدید میشوم
نبودی که به سوال های امتحانم پاسخ دهی !!!
سوالها این بود..

تا کی زیر شکنجه ی حسرت دستان تو بمیرم؟

تا کی آرامش را در خاطره ها باز جو کنم ؟

آه ه ه ه ه ه ...........

عشق

........درد

.................رنج

تو چه می فهمی معنی درد عشق چیست !!!

...............امیدوارم به دردم دچار شوی

 تا بفهمی شبها در حسرت بوییدن تو چه زجری می کشم!!

....حسین ناصری...تقدیم به عاشق کهنه کار"کیان"عزیز

[ شنبه 1391/01/26 ] [ موضوع: ] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]
چشم به راه ایستاده پا برجا

نوار تکراری جاده ها را هی پشت و رو می کنم

تا شاید بیایی و این تکرار بی پایان را به هم بزنی

آندم که میایی همه از بارش حضور تو فرار میکنند

ولی من بی چتر بودم 

 دوست داشتم از تو خیس شوم.

....................

تقدیم به غایب همیشگی

شعر از حسین ناصری

[ چهارشنبه 1391/01/23 ] [ موضوع: ] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]
سلام

این آهنگو به درخواست یکی از همکلاسیا ، میذارم رو وبلاگ ایشالله که خوشتون میاد.

آهنگ  Götür beni gittiğin yere  با صدای Emrah

دانلود - با حجم ۴.۵ مگابایت

علاقه مندان میتونن آهنگای ترکی و آذری رو از سایت ‌Big.az دانلود کنن.

نظر یادتون نره

[ یکشنبه 1391/01/20 ] [ موضوع: دانلود] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]

تاثیر متفاوت آرایشگاه بر زن و مرد!!!

[ شنبه 1391/01/19 ] [ موضوع: طنز] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
سلام دوستان، همکلاسیا

خوبین؟

چه خبر؟

من اومدم. جاتون خالی رفته بودیم یه مسافرت مجردی.زیارتی و سیاحتی  . البته زیادم خوش نگذشت ولی ای بدک نبود . خلاصه جاتون خالی.

 

فک کنم دیگه کم کم دارین آماده میشین که بیاین دیگه هان؟

واقعا میاین؟

 

میگم تموم شداا. یه ماه تعطیلی هم تموم شد. حالا دیگه باید بریم سراغ درس و مشق

میبینم که این مدت که من نبودم ماشالا ماشالا وبلاگ یه تکونی خورده و عزیزان همکلاسی نویسنده یه خودی نشون دادن و چند تا مطلب آپ کردن. لازم میدونم از حسین (ناصری) و احسان (سهرابی) یه تشکر بکنم . البته من به احسان یه عذرخواهی بابت حذف مطلبش بدهکارم. البته مطلبش تکراری بودااا یعنی قبلا توو وبلاگ بود.

راستی یه گله هم دارم از همکلاسیایی که میان وبلاگو میبینن ولی نظر نمیدن. خداییش این رسمش نیست. مگه یه نظر دادن چند دقیقه وقتتونو میگیره؟؟؟

خلاصه دیگه..

فعلا

 

[ چهارشنبه 1391/01/16 ] [ موضوع: ] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]

سخت ترین سوال جهان

***در ادامه مطلب***


***ادامه مطلب***
[ چهارشنبه 1391/01/16 ] [ موضوع: طنز] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
جایگاه دانشگاه های ایران با یکدیگر:
1.دانشگاه تهران
2.دانشگاه علوم پزشکی تهران
3.دانشگاه فردوسی مشهد
4.دانشگاه صنعتی شریف
5.دانشگاه پزشکی اصفهان
6.دانشگاه صنعتی امیر کبیر
7.دانشگاه صنعتی اصفهان
8.دانشگاه پزشکی شیراز
9.دانشگاه علم وصنعت ایران
10.دانشگاه پزشکی مشهد
11.دانشگاه ارومیه
12.دانشگاه پزشکی مشهد
13.دانشگاه شهید بهشتی
14.دانشگاه اصفهان
15.دانشگاه تبریز
16.دانشگاه گیلان
17.دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی
18.دانشگاه کاشان 
19.دانشگاه تربیت مدرس
20.دانشگاه پیام نور
21.دانشگاه چمران اهواز
22.دانشگاه ابوعلی سینا
23.دانشگاه علم وصنعت ایران
[ سه شنبه 1391/01/08 ] [ موضوع: اخبار و اطلاعيه] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]

آموخته ام كه با پول مي شود خانه خريد ولي زندگي نه،رختخواب خريد ولي خواب نه، مقام خريد ولي احترام نه،دارو خريد ولي سلامتي نه و مي توان جسم شكسته را درمان كرد ولي قلب شكسته را نه.

آموخته ام كه عكس شهدا را ببينم ولي عكس شهدا عمل نكنم تا مديون خون پاك آنها نشوم.

آموخته ام از آنچه دارم لذت ببرم و زندگي را در حسرت ندارم ها ، ارزان از دست ندهم.

آموخته ام اگر كسي ازمن پرسيد علم بهتر است يا ثروت پاسخ دهم پشتكار از هردوي اينها بالاتر است.

 

[ دوشنبه 1391/01/07 ] [ موضوع: قاریشمیش (قاطی پاتی)] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]
گر بی تو به میخانه نشستم ،تو ببخش

ور بند چو دیوانه گسستم ،تو ببخش

بی خویشتنم من،خبرم نیست ز خود

گر ساغرو پیمانه شکستم تو ببخش


***ادامه مطلب***
[ دوشنبه 1391/01/07 ] [ موضوع: عمومی] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
وقتی عقیده ، عقده خوانده میشود !
و نور چراغ در آب ، مهتاب تلقی !
و متانت زمین زیر برف یخ میزند !
آنوقت است که نان از یتیم خانه میدزدیم و میفهمیم که "دزد" اشتباه چاپی "درد" است!

"احمد شاملو"
[ یکشنبه 1391/01/06 ] [ موضوع: قاریشمیش (قاطی پاتی)] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]
سلام...

خوبین؟

عیدتون مبارک. امیدوارم که تعطیلات خوش گذشته باشه. چه خبر؟

نیستیناااا. فک کنم یکم بی معرفت شدین... چه زود روزای خوبمون یادتون رف؟

تووو این پست خبر صحت و سلامتی تونو برامون بفرستین، بگین که حال و اوضاتون چطوره؟

۹۱ تا اینجاش براتون چه چوری بوده؟

منکه یه چند روزه حال و روز خوشی ندارم. حس و حالم خوش نیس، همه چی داغونه...

خلاصه برام دعا کنین، برام دعا کنین که بتونم

منتظر شماییم که احوالاتتون رو بگین...

تورو خدا بگین، نظر بدین، بذارین وبلاگمون سرپا بمونه

 

[ جمعه 1391/01/04 ] [ موضوع: ] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست                   بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر                         کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز                           باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو                           آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست              وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر کی هست ز خوبی قراضه‌هاست        آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا                   من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم                              دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود                   آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت                   شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او                       آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول                     آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام                              مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر                  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما                        گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد                        کان عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست                   آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز                           از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد                     کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار                  رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار                          دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست               وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست
باقی این غزل را ای مطرب ظریف                     زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق                       من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

مولوی

[ پنجشنبه 1391/01/03 ] [ موضوع: قاریشمیش (قاطی پاتی)] [نويسنده: مهراد ] [ *** *** ]

 

***سال نو مبارک***

***Yeni Iliniz Qutlu Olsun***

***

**عیدتون مبارک.**

**Yeni iliniz qutlu olsun**

**یئنی ایلینیز قوتلو اولسون**

**Happy New Year**

**گیژنه تان پیروز بیت**

** عيدوخون اَو بْريخا**

[ سه شنبه 1391/01/01 ] [ موضوع: اخبار و اطلاعيه] [نويسنده: سید ] [ *** *** ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره باغباني 90

ّپاتوق بچه های باغبانی 90 دانشگاه ارومیه

### کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد ###

نويسندگان باغباني 90
آمار باغباني 90
رتبه باغباني 90